کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٠٨ - مسأله يحيى بن اكثم مع الامام ابى جعفر الثانى
در اول روز پس نظر بسوى او حرام است، پس چون روز بلند شد خريد او را از مولاى او پس حلال شد او را، پس چون پيشين شد آزاد كرد او را پس حرام شد بر او، و چون وقت پسين درآمد تزويج كرد او را پس حلال شد مر او را، و چون وقت شام شد ظهار كرد از او پس حرام گشت بر او، و چون وقت خفتن شد كفاره داد از ظهار پس حلال شد بر او، و چون نيمه شب شد يك طلاق گفت او را پس حرام شد بر او، و چون صبح شد رجوع كرد او را پس حلال شد بر او.
پس مأمون انكار وى كرد بر آن كسانى كه حاضر بودند از اهل بيت او و گفت مر ايشان را كه آيا در ميان شما هست كسى كه جواب اين مسأله بگويد بمثل اين جواب و بداند قول در آنچه مقدم شد از سؤال.
گفتند: لا و اللَّه بدرستى كه أمير المؤمنين داناتر است در آنچه مصلحت ديده.
گفت مر ايشان را كه: و يحكم كه اين اهل بيت اختصاص يافتهاند از ميان خلق بآنچه مشاهده ميكنيد از فضل، و آنكه صغر سن در ايشان مانع نيست ايشان را از كمال، آيا ندانستيد كه رسول اللَّه ٦ افتتاح دعوت خود بدعاى أمير المؤمنين على بن أبى طالب (ع) كرد و آن حضرت ده ساله بود، و قبول كرد از او اسلام را و حكم كرد مر او را بآن و دعوت نگردد ديگرى را كه هم سن او بود غير او را، و بيعت ستاد حسن و حسين را و ايشان شش سال كمتر داشتند، و بيعت نستاد كودكان را غير ايشان، آيا نمىدانيد كودكان كه چيزها است كه حق تعالى اختصاص داده اين قوم را، و ايشان ذريتىاند كه بعضى از ايشان جنس بعضى ديگرند در كمال، جاريست مر آخر ايشان را آنچه جاريست مر اول ايشان را.