کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٨٥ - ذكر قصيدة المؤلف في مدح الامام ابى الحسن الرضا
ايشان هموم و غموم را مىبرد و مزايا و مناقب ايشان صحايف و كتب را مزين مىگرداند، گرامىاند از روى مولد و پاكيزهاند از روى اصول و فروع و بلندند از روى ثبوت و مغرس، نيست كه بىسعادت گردد بايشان همنشينى و آن كس كه راه بمنزل نبرد هر گاه كه ايشان خواهند همنشينى او را راه بيابد برخيزم در يارى كردن ايشان بمدح گفتن من ايشان را چون ميسر نيست مرا كه بكشم در يارى كردن ايشان لشكرى را. پر ميكنند بدوستى و ولاى خود دل مرا بر جا و اميدوارى و بمدح گفتن من ايشان را پر ميكنم صحائف را، پس مىبينى مرا از براى ايشان مطيع و فرمان بردار و مهربان و بر غير ايشان ممتنع و نافرمانبردار بد خلق، اى على الرضا پراكنده ساختم بتو دوستى خود را كه گذاشته دل را بغرام و عذاب، شدت و حرارت مذهب من در باب تو طريق رفتن منست، و حاصل است در دل من مر ترا دوستى و محبتى كه باقى مىگذارد حرقت و حرارت را، نمىبينم درد خود را بغير از تو كه شفا داده شود، و نمىبينم جراحت خود را بغير تو كه زايل كرده گردد، تمنا مىكنم و آرزو دارم اگر عمر امان دهد كه زيارت كنم مشهد على ترا و ببوسم منزل مانوس ترا كه ملائكه ملا اعلى و ارواح انبيا در او انس دارند، و هر گاه دشوار باشد آنكه ترا زيارت كنم در بيدارى پس زيارت كن مرا در خواب يعنى در خواب خود را بمن بنماى، و راست ساز مهرهاى پشت مرا، بندهام مر شما را بنده مطيع فرمانبردار هر گاه نباشد غير من فرمانبردار نوميد است بدرستى كه تمسك جستهام در ميان شما بدوستى كه نيست ملاقى گردد بخلط و آميزش از او بكهنگى يعنى هميشه آن دوستى بىغش و تازه خواهد بود، اميدوارم باو نجات و رستگارى را، هر گاه آنكه غير منست ترسد در حشر مضرت و سختى را پس ديده شوم من با گشادهروئى و بينم رويهاى دشمنان را ترش و تلخ، قياس نمىكنم از شما مردم را بند نعلى يعنى به اندكى، چه مقدار بزرگى و مجد شما برتر است از آنكه قياس كنم، هر كه را مىشماريم از خلايق هستند تابعان و پى روان و از شما هر كه شمرده مىشود هست راس و رئيس و پيشوا، پس بامداد كردند عالميان مثل دنبالها و گشتيد شما هر دو عالم را رؤوس و سردار و مقدار، صلى اللَّه عليهم
.