کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٩٦ - ذكر طرف من دلائل الامام(ع)
و از مخزومى مرويست و بود مادر او از ولد جعفر بن ابى طالب كه فرستاد أبو الحسن موسى (ع) و جمع كرد ما را فرمود كه: هيچ ميدانيد كه چرا جمع كردم شما را؟ گفتيم: نه، فرمود كه: گواه باشيد بآن كه پسر من كه اينست وصى و قايم و خليفه من است بعد از من هر كه باشد مر او را نزد من دينى پس بايد كه فرا گيرد آن را از پسر من كه اينست، و هر كه باشد مر او را وعده پس بايد كه تنجيز آن وعده از او كند كه بآن وفا نمايد، و هر كه نباشد او را گزيرى از ملاقات من پس بايد كه ملاقات نكند مرا مگر بكتاب او.
و از داود بن سليمان مرويست كه گفتم مر أبى ابراهيم را (ع) كه: ميترسم كه واقعه حادث شود و بخدمت تو نتوانم رسيد پس خبر كن مرا از امام بعد از تو، فرمود كه: پسر من فلان يعنى أبا الحسن (ع) و از نصر بن قابوس روايتست كه گفتم مر أبى ابراهيم را (ع) كه من پرسيدم از پدر بزرگوار تو كه كيست بعد از تو، پس اخبار فرمود مرا كه او توئى، پس چون أبو عبد اللَّه (ع) رحلت فرمود مردم رفتند بيمين و شمال و گفتم من بتو و اصحاب من احوال را پس خبر كن مرا كه چه كس خواهد بود بعد از تو از ولد تو؟ فرمود كه: فلان پسر من يعنى على (ع) روايت كند داود بن رزين كه آوردم بخدمت أبو ابراهيم (ع) مالى چند، پس آن حضرت بعضى را از آن مال اخذ كرد و بعضى را گذاشت، گفتم: أصلحك اللَّه از براى چه گذاشتى آن را نزد من؟ فرمود كه: صاحب اين امر طلب خواهد كرد از تو آن را، پس چون خبر وفات آن حضرت رسيد فرستاد أبى الحسن الرضا (ع) و پرسيد از آن مال، پس فرستادم براى وى.