کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٢ - در ذكر سبب وفات آن حضرت و بعضى از آن اخبار
دگر قطع كند حق سبحانه و تعالى او را قطع كند، و من ميخواهم كه بهپيوندم بعد از قطع او تا هر گاه كه او قطع رحم من كند حق تعالى قطع او كند.
بعد از آن بيرون رفت على بن اسماعيل تا به پيش يحيى بن خالد رسيد، او خبر موسى بن جعفر (ع) از او جستجو كرد و برد او را تا بنزد رشيد، او از عمش پرسيد، بدگوئى آن حضرت را مذكور ساخت و گفت: اموال را باز ميكنند از مشرق و مغرب براى او مىآرند و او ضيعه خريده كه يسيريه ميگويند بسى هزار دينار، و صاحب آن ضيعه گفت چون قيمت آن را حاضر كردند كه من اين نقد را نمىستانم و نه نقد چنان مرا نقد اين چنين و اين چنين مىبايد پس فرمود كه: آن نقد را بردند و سى هزار دينار ديگر از آن نقدى كه او خواسته بود بعينه آوردند.
پس رشيد آن را از او شنيد و امر كرد كه دويست هزار درهم بوى دهند از نواحى براى معاش او، و او اختيار كرد بعضى امكنه را از جانب مشرق و مردم را فرستاد از جهت گرفتن مال و خود آنجا اقامت كرد و انتظار ايشان ميكشيد تا يك روزى بمتوضا رفت و او را تزحرى بود تمام رودهاى اندرون او بيرون آمد و افتاد، و هر چند جهد كردند كه بازگردانند آن را بر آن قادر نشدند، پس باين حال افتاد و آن مال را آوردند در اين حالت كه او در نزع بود گفت: اكنون چه ميكنم كه مشرف بر مرگ شدهام.
و در اين سال هارون الرشيد عزيمت حج كرده بمدينه آمد پس گرفت امام موسى (ع) را، و گويند:
آن روز كه بمدينه مىآمد أبو الحسن (ع) استقبال فرمود او را با جماعتى از اشراف، و بازگشتند از