کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٢١ - ذكر طرف من دلائل الامام ابى جعفر الثانى
گوسفند بخانه او رفت و او نميدانست، بعد از آن او را طلب فرمود و چيزى بخشيد عوض آنكه جامه او را پاره كرده بودند و زده و روايتست از محمد بن عمير بن واقد رازى كه او گفت: رفتم بخدمت أبى جعفر بن الرضا و برادر من با من بود و او نفس زدن پياپى داشت و شكايت كرد از اين علت نزد آن حضرت فرمود كه: خداى تعالى ترا صحت دهد از آنچه شكايت دارى، پس بيرون آمديم از نزد وى پس صحت يافت و ديگر آن مرض عود نكرد تا در وقت مقرر مرد و محمد بن عمير گويد كه مرا درد پهلو بود و در هر سنه پيدا ميشد و اشتداد مىيافت تا چند روز پس از آن حضرت درخواستم كه از براى عافيت من دعائى كند و زائل شدن آن از من فرمود كه:
أنت فعافاك اللَّه
، پس عود نكرد تا اين غايت.
و ديگر مرويست از قاسم بن محسن گفت: من ميان مكه و مدينه بودم كه گذشت بر من اعرابى ضعيف الحال و از من سؤال كرد بچيز، من گرده از نان بيرون آوردم و بوى دادم، او گرفت و رفت ناگاه بادى تند پيدا شد و دستار مرا از سر من ربود و نديدم كه بكجا برد؛ پس چون داخل شدم بر أبى جعفر بن الرضا (ع) فرمود مرا كه: يا قاسم باد برد دستار ترا در راه؟ گفتم: بلى؛ فرمود كه. أى غلام عمامه او را بيار و بوى بده، پس رفت و عمامه مرا آورد بعينها، گفتم: يا ابن رسول اللَّه چگونه آمد بسوى تو؟ فرمود كه: تصدق كردى بر اعرابى پس حق تعالى صدقه ترا قبول فرمود و رد كرد عمامه ترا و إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ