دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٧ - ١٠/ ١٥ عيد غدير در اسلام
منصوب كند و در ميان امّتش به جاى خود بگمارد.
پس، جبرئيل ٧ به نزد او آمد و گفت: دوست من، محمّد! خداوند، به تو سلام مىرساند و مىگويد:" امروز به ولايت على قيام كن تا پس از تو راهنماى امّتت باشد، به او مراجعه كنند و براى آنان، همچون تو باشد".
پس، پيامبر ٦ گفت: «دوست من، جبرئيل! بيم آن دارم كه اصحابم، از آنرو كه از وىضربه خوردهاند [و در زمان مشرك بودنشان خونشان به دست او ريخته شده است]، بر او خشم گيرند و كينههاى درونى خود را آشكار كنند».
پس، جبرئيل ٧ بالا رفت. طولى نكشيد كه بهفرمان خدا باز آمد و به پيامبر ٦ گفت: «اى پيامبر! آنچه را از جانب پروردگارت بر تو نازل شده، ابلاغ كن، كه اگر نكنى، پيامش را نرساندهاى و خدا تو را از [گزند] مردم، حفظ مىكند».
پس، پيامبر خدا، بيمناك و ترسان و هراسان برخاست و در حالى كه پاهايش از شدّت گرما مىسوخت، فرمان داد تا جايگاه را تميز كنند و زير درختان بزرگ را از خار و خاشاك بروبند و چون انجام شد، فرمان نماز جماعت داد و مسلمانان گرد آمدند، كه در ميانشان ابو بكر و عمر و عثمان و ديگر مهاجران و انصار هم بودند. سپس به سخنرانى برخاست و پس از آن، از ولايتْ ياد كرد و آن را بر همه مردم، واجب نمود و فرمان خدا را درباره آن، به ايشان اعلام كرد. كه برخى چيزهايى گفتند و با يكديگر به خفا، زمزمههايى كردند.
٨٨٨. الأمالى، شجرى به نقل از صفوان بن يحيى: شنيدم امام جعفر صادق ٧ مىفرمايد: «هجدهم ذى حجّه، بزرگترين عيد الهى است. خورشيد، در هيچ روزى طلوع نكرد كه در نزد خدا برتر از آن روز باشد و آن، همان روزى است كه خدا در آن، دينش را براى آفريدگانش به كمال رسانْد و نعمتش را بر آنان كامل كرد و دين اسلام را برايشان پسنديد. خداوند، پيامبرى برنينگيخت، جز آن كه [آن پيامبر،] وصيّش را در چنين روزى به جاى خود نهاد و رهبر امّتش قرار داد. پس، پيروان ما بايد بر نعمت بزرگِ شناخت اين روز كه تنها به آنان عطا شده خدا را به ياد آورند».