دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٥ - ١٠/ ١٢ سوگند دادنهاى على
[برخيزد و گواهى دهد]».
شش نفر از يك سوى منبر و شش نفر از سوى ديگر برخاستند و گواهى دادند كه شنيدهاند پيامبر خدا آن را گفته است.
٨٥٣. شرح الأخبار به نقل از ابو رمله: در رحبه، نزد على ٧ نشسته بودم كه چهار سوار، بر شترانى قوى و سريع به سوى ما آمدند و شتران خود را در دوردست خواباندند و جلو آمدند تا نزد على ٧ ايستادند و گفتند: سلام بر تو، اى مولاى ما!
فرمود: «و سلام بر شما! از كجا مىآييد؟».
گفتند: از فلان سرزمين مىآييم.
[على ٧] فرمود: «چرا مرا مولاى خود خوانديد؟».
گفتند: در روز غدير خم شنيديم كه پيامبر خدا مىفرمايد: «هر كه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست. خدايا! دوستدارش را دوست بدار و دشمنش را دشمن بدار!».
در اين هنگام، على ٧ فرمود: «شما را به خدا سوگند مىدهم هر كدامِ شما كه از پيامبر خدا آنچه را اين گروه مىگويند، شنيده است، برخيزد و سخن بگويد».
دوازده مرد برخاستند و بدان گواهى دادند.
٨٥٤. خصائص أمير المؤمنين، نسايى به نقل از عمرو ذو مرّ: ناظر بودم كه در رحبه، على ٧ اصحاب محمّد ٦ را سوگند مىداد كه: «كدامتان آنچه را پيامبر خدا در روز غدير خم گفت، شنيده است؟».
كسانى برخاستند و گواهى دادند كه شنيدهاند پيامبر خدا فرمود: «هر كه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست. خدايا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار و با آنان كه مهرش را به دل دارند، مهربان و با آنان كه كينهاش را در دل