دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٩ - ٩/ ٢ على با حق است
زيد، سرش را به سوى او بالا آورد و گفت: و خدا تو را نيز رحمت كند! به خدا سوگند، من تو را جز اين گونه نشناختم كه به خدا عالِم و به آياتش عارف هستى. به خدا سوگند، از سرِ جهل همراه تو نجنگيدم؛ بلكه شنيدم حذيفة بن يمان مىگويد: از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود: «على، امير نيكوكاران و قاتل بدكاران است. هر كه او را يارى دهد، يارى شود و هر كه رهايش كند، رها شود. هان! بدانيد كه حق با اوست. بدانيد كه حق با اوست و به دنبال او. هان! به سوى او برويد».[١]
٧٣٠. پيامبر خدا ٦: على با حق است و حق با على، هر جا كه باشد.
٧٣١. پيامبر خدا ٦: حق با على است، به هر سو كه برود.
٧٣٢. پيامبر خدا ٦: حق با على است. به هر كجا برود، با اوست.
٧٣٣. پيامبر خدا ٦: بدانيد كه پس از من، حق، با على است. به هر سو كه برود، حق با او مىرود و از هم جدا نمىشوند، تا در كنار حوض [كوثر] بر من در آيند.
٧٣٤. إعلام الورى به نقل از ابن عبّاس: از پيامبر خدا در هنگام وفاتش پرسيدم: اى پيامبر خدا! خداىْ ناكرده، اگر اتّفاقى [براى شما] بيفتد، سراغ چه كسى برويم؟
ايشان به على ٧ اشاره كرد و فرمود: «به سوى او. او با حق است و حق با او و
[١] ر. ك: ص ٧٩( امير نيكوكاران).