دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣١ - حديث
چون اين امر از جانب خدا رسيد، پيامبر ٦ دلْتنگ شد و بيمناك شد كه مسلمانان از دين خود بازگردند و او را تكذيب كنند. پس دلْتنگى خود را نزد پروردگارش عز و جل بازگو كرد.
خداوند عز و جل به او وحى كرد: «اى پيامبر! آنچه را از سوى پروردگارت بر تو نازل شده، ابلاغ كن، كه اگر نكنى، رسالتش را نگزاردهاى و خداوند، تو را از [گزند] مردم حفظ مىكند».
پس [محمّد ٦] آن را با فرمان خداوند كه يادش بر فراز باد! آشكار ساخت و در روز غدير خم، به اعلام ولايت على ٧ برخاست و نداى نماز عمومى داد و به مردم امر كرد كه شاهد، به غايب برساند.
فريضهها يكى پس از ديگرى نازل مىشدند و ولايت، آخرين فريضه بود. پس خداى عز و جل نازل كرد: «امروز، دينتان را برايتان به كمال رساندم و نعمتم را بر شما كامل كردم».
خداوند عز و جل [در اين آيه] مىگويد كه پس از اين فريضه (ولايت)، فريضه ديگرى بر شما نازل نمىكنم؛ چرا كه فرائض را برايتان كامل كردهام.
٦٠٤. امام صادق ٧ درباره گفته خداى متعال: «تنها ولىّ شما، خدا و پيامبر اوست و [نيز] مؤمنانى كه ...»: مقصود [از «ولىّ شما»]، اين است كه خدا، پيامبر او، و مؤمنان (يعنى: على ٧ و آن فرزندانش كه امام هستند)، تا روز قيامت، به شما و كارها و جانها و دارايىهايتان اولويت دارند.
٦٠٥. الكشّاف در تفسير گفته خداى متعال: «در حالى كه ركوع مىكنند [صدقه مىدهند]»: واو، حاليّه است؛[١] يعنى: آن [كار] را در حال ركوع انجام مىدهند و آن، همان خضوع و خشوع و تواضع در برابر خداست، هنگامى كه نماز مىگزارند و صدقه مىدهند.
نيز گفته شده: آن، قيد حالت [فقط] براى «صدقه مىدهند» است؛ يعنى صدقه را در ركوعنمازشان مىدهند.
اين آيه درباره على كه خدا چهرهاش را گرامى بدارد نازل شد، هنگامى كه بينوايى از او درخواست كرد و او در ركوع نمازش بود. پس انگشترش را براى وى انداخت. گويى به انگشتش تنگ نبود و از اين رو براى بيرون آوردنش، به كار فراوانى كه مستلزم بطلان نمازش باشد، نيازمند نشد.
[١] يعنى با جمله پس از خود،« حال» يا« قيد حالتْ» تشكيل مىدهد.