دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٥ - ٥/ ٤ آغاز نامگذارى على به«امير المؤمنين»
٥٢٠. پيامبر خدا ٦: ... اى على! تو در آسمان، امير مؤمنان و در زمين، امير مؤمنان هستى.
٥٢١. امام حسين ٧ درباره امام على ٧: مردى نزد او آمد و گفت: اى ابو الحسن! تو ادّعا مىكنى كه امير مؤمنانى. چه كسى تو را بر مؤمنان امير كرده است؟
فرمود: «خداوند جل جلاله مرا بر آنان، امارت داده است».
آن مرد، پيش پيامبر خدا آمد و گفت: اى پيامبر خدا! آيا على راست مىگويد كه خداوند، او را بر خلقش امارت داده است؟
پيامبر ٦ خشمگين شد و گفت: «على، با ولايتى از جانب خداى عز و جل امير مؤمنان است. خداوند بر فراز عرش خود، آن ولايت را برايش مقرّر نمود و فرشتگان خود را بر آن، گواه گرفت».
٥٢٢. الكافى به نقل از جابر: به امام باقر ٧ گفتم: چرا [على ٧] «امير المؤمنين» ناميده شد؟
فرمود: «خدا او را [چنين] ناميد».
٥٢٣. حلية الأولياء به نقل از قاسم بن جندب، از انَس: پيامبر خدا فرمود: «اى انس! براى من آب وضويى بريز».
[پس وضو ساخت و] سپس برخاست و دو ركعت نماز خواند. سپس فرمود: «اى انس! نخستين كسى كه از اين در بر تو وارد مىشود، امير مؤمنان و سرور مسلمانان و پيشواى سپيدرويان و خاتم اوصياست».
با خود گفتم: «خدايا! او را مردى از انصار قرار بده» كه على ٧ در آمد.
پيامبر ٦ فرمود: «انس! اين كيست؟».
گفتم: على است.
پس شادمان برخاست و او را در آغوش گرفت و عَرَق صورت خود را به صورت على بسود و عرَق على را با صورت خود زدود.
على ٧ گفت: اى پيامبر خدا! با من به گونهاى رفتار كردى كه تا كنون نديده بودم!
فرمود: «چرا چنين نكنم، در حالى كه تو از جانب من، ابلاغ مىكنى و صداى مرا به آنان مىرسانى و پس از من، آنچه را در آن اختلاف مىكنند، برايشان روشن مىسازى».