دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥٩ - ١/ ١٥ ٢ بيم ارتداد
سپس مردم با ابو بكر براى [جانشينى] عمر بيعت كردند، در حالى كه من از او به خلافت، سزاوارتر بودم.
[باز هم] از بيم آن كه مردم به كفر باز گردند، فرمان بردم و اطاعت نمودم.
اكنون، شما مىخواهيد با عثمان بيعت كنيد!».
٩٩٩. امام على ٧ در نامهاش به مردم مصر كه همراه مالك اشتر فرستاد، هنگامى كه او را به حكومت آن ديار گمارْد[١]: امّا بعد، بىگمانْ خداى سبحان، محمّد ٦ را بر انگيخت تا بيمدهندهاى براى جهانيان و گواهىدهندهاى بر پيامبران [پيشين] باشد و چون در گذشت، مسلمانان بر سر جانشينىاش به ستيز برخاستند.
به خدا سوگند، به دل و ذهنم خطور نمىكرد كه عرب، پس از پيامبر ٦، خلافت را از اهل بيت و خاندان او بيرون كشند، يا آن را پس از وى از من دور سازند؛ و چيزى مرا به شگفت نياورْد، جز شتافتن مردم براى بيعت با فلان.
پس، دست نگه داشتم تا آن كه ديدم برخى مردمان از اسلام باز گشتند و به نابودى دين محمّد ٦ فرا خواندند. ترسيدم كه چنانچه اسلام و مسلمانان را يارى نكنم، رخنهاى در آن ببينم و يا ويرانىاى كه [در اين صورت] مصيبت آن براى من، بزرگتر از دست نيافتن به حكومتِ بر شما بود؛ حكومتى كه تنها، كالايى چند روزه است و همچون سراب از ميان مىرود و مانند ابر، پراكنده مىگردد.
پس، در ميان اين حوادث برخاستم، تا آن كه باطل زدوده و نابود گشت ودين، آرام و قرار يافت.
١٠٠٠. شرح نهج البلاغة: از على ٧ روايت شده است كه روزى فاطمه ٣ او را بر نهضت و قيام، تحريك نمود. پس، صداى مؤذّن را شنيد كه: أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه. على ٧ به فاطمه ٣ گفت: «آيا راضى مىشوى كه اين ندا از زمين، برچيده شود؟».
گفت: نه.
گفت: «اين، همان [دليلى] است كه [درباره قيام نكردن خود] به تو مىگويم».
١٠٠١. امام باقر ٧: چون مردم كردند آنچه در بيعت با ابو بكر كردند، هيچ چيز از فراخوانى امير مؤمنان به سوى خود مانع نشد، مگر توجّه به مردم و بيم آن كه از اسلام باز گردند و به پرستش
[١] در كتاب الغارات، چنين آمده است:« نامه على ٧ به يارانش، پس از كشته شدن محمّد بن ابى بكر نگاشته شده است» و اين، درست مىنمايد.