دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٩ - ١٠/ ١٢ سوگند دادنهاى على
١٠/ ١٢
سوگند دادنهاى على
٨٤٤. مسند ابن حنبل به نقل از ابو طُفَيل: على ٧ مردم را در رُحبه[١] گردآورد. سپس به آنان فرمود: «من، هر مرد مسلمانى را كه شنيده است پيامبر خدا در روز غدير خم چه گفته، سوگند مىدهم كه برخيزد».
سى نفر از مردم[٢] برخاستند و گواهى دادند كه [پيامبر خدا] دست او را گرفت و به مردم فرمود: «آيا مىدانيد كه من به مؤمنان، از خود آنها سزاوارترم؟».
گفتند: آرى، اى پيامبر خدا!
فرمود: «هر كه من مولاى اويم، اين مولاى اوست. خدايا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار».
بيرون آمدم و در دلم ترديدى بود. زيد بن ارقم را ديدم و به او گفتم: من شنيدم على، چنين و چنان مىگويد.
گفت: براى چه انكار مىكنى؟ من خود شنيدم كه پيامبر خدا آن را در حقّ او مىگويد.
٨٤٥. اسْد الغابة به نقل از ابو طفيل: ما در نزد على ٧ بوديم كه فرمود: «آنان را كه در روز غدير خم حضور داشتند، به خداى متعال، سوگند مىدهم كه برخيزند».
پس، هفده مرد برخاستند كه از جمله آنان ابو قُدامه انصارى بود. آنان گفتند: گواهى مىدهيم كه با پيامبر خدا از حَجّة الوداع به سوى مدينه باز مىگشتيم كه هنگام ظهر، پيامبر خدا بيرون آمد و فرمان داد درختان را با ريسمان ببندند و پارچهاى بر آنها افكنده شود. سپس نداى نماز داد و [از خيمهها] بيرون آمديم و نماز گزارديم. آن گاه برخاست و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: «اى مردم! آيا مىدانيد كه خداى عز و جل مولاى من است و من، مولاى مؤمنانم و من به شما از خودتان سزاوارترم؟» و بارها آن را گفت.
گفتيم: آرى.
[١] رُحبه يا رَحبه، روستايى روبهروى قادسيه و به فاصله يك روز راه پياده از كوفه است و رُحبة خُنَيس نيز نام محلّهاى در كوفه است. به صحن و حياط مسجد و خانه و دارالإماره هم رحبه گفته مىشود( معجم البلدان: ج ٣ ص ٣٣). نيز، ر. ك: ص ٣٤٦ ح ٨٧٠.
[٢] ابو نعيم مىگويد:« عدّه فراوانى از مردم».