دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٩ - ١٠/ ٨ اشعار حسان بن ثابت
٨٢٨. الأمالى، صدوق به نقل از ابو سعيد: چون روز غدير خم شد، پيامبر خدا فرمان داد كه منادى ندا دهد: نماز، همگانى است! پس، دست على ٧ را گرفت و فرمود: «خدايا! هر كه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست. خدايا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار!».
پس، حسّان بن ثابت گفت: اى پيامبر خدا! درباره على ٧ شعرى بسرايم؟
پيامبر ٦ به او فرمود: «بسراى».
و او سرود:
روز غدير و در خم، پيامبرشان ندايشان مىدهد
و نداى پيامبر را بزرگ دار كه مىگويد:
«چه كسى مولا و ولىّ شماست؟».
بىآنكه در آنجا خصومتى نشان دهند، گفتند:
خداى تو مولاى ماست و تو ولىّ ما هستى
و امروز، هيچ نافرمانى را در ميان ما نمىيابى.
پس به او گفت: «اى على! برخيز كه من
به پيشوايى و راهنمايى تو پس از خود، رضايت دادم».
٨٢٩. تذكرة الخواصّ: شاعران، درباره روز غدير خم، فراوان سرودند و حسّان بن ثابت، سرود:
روز غدير و در خُم، پيامبرشان ندايشان مىدهد.
پس به نداى رسول، گوش فرا ده.
پرسيد: «چه كسى مولا و ولىّ شماست؟».
بىآن كه در آنجا خصومتى نشان دهند، گفتند:
خداى تو مولاى ماست و تو ولىّ ما هستى
و ما در امر ولايت، نافرمانى نمىكنيم.
پس به او فرمود: «اى على! برخيز كه من
به پيشوايى و راهنمايى تو پس از خود، رضايت دادم».
«هر كه من مولاى اويم، اين، ولىّ اوست.
پس، ياوران راستين و دوستدار او باشيد».
آنجا بود كه دعا كرد: «خدايا! دوستدارش را دوست بدار
و با هر كه با على را دشمن مىدارد، دشمن باش!».
روايت مىشود كه چون پيامبر ٦، اين اشعار را از او شنيد، فرمود: «اى حسّان! تو پيوسته