دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٣ - ١٠/ ٦ ٢ ابو هريره
پس، پيامبر خدا دو دست او را بالا برد تا آنجا كه به سفيدى زير بغلشان نگريستم و سه بار فرمود: «هر كه من مولاى اويم، على مولاى اوست».
عبد اللّه بن علقمه گفت: تو خودت اين را از پيامبر خدا شنيدى؟
ابو سعيد گفت: آرى، و به گوشها و سينهاش اشاره كرد و گفت: دو گوشم آن را شنيد و دلم آن را حفظ كرد.
عبد اللّه بن شريك مىگويد: عبد اللّه بن علقمه و سهم بن حصين به نزد ما آمدند. چون نماز ظهر را خوانديم، عبد اللّه بن علقمه برخاست و سه بار گفت: من به درگاه خدا از دشنام دادن به على توبه مىكنم و از او آمرزش مىطلبم.
١٠/ ٦ ٢
ابو هريره
٨٠٦. أنساب الأشراف به نقل از ابو هريره: در غدير خم به پيامبر خدا نگريستم، در حالى كه ايستاده سخنرانى مىكرد و على هم در كنارش بود. پس دست او را گرفت و ايستاند و فرمود: «هر كه من مولاى اويم، اين مولاى اوست».
٨٠٧. المصنّف، ابن ابى شيبه به نقل از ابو يزيد اودى، از پدرش: ابو هريره به مسجد در آمد و ما گِردش جمع شديم. جوانى به سوى او برخاست و گفت: تو را به خدا سوگند مىدهم، آيا شنيدى كه پيامبر خدا بگويد: «هر كه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست. خدايا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار!»؟
گفت: آرى.