دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٥ - ٧/ ٢ على، مولاى هر كسى است كه پيامبر، مولاى اوست
من ولىّ اويم، على ولىّ اوست».
٦٢٥. مسند ابن حنبل به نقل از بريده: او به محفلى برخورد كه از على بدگويى مىكردند. وى نزد آنان ايستاد و گفت: من از على ٧ چيزى در دل داشتم و خالد بن وليد نيز چنين بود. پيامبر خدا، مرا در ميان گروهى به فرماندهى على ٧، به جنگ فرستاد و اسيرانى گرفتيم. على ٧، كنيزى از سهم خمس، براى خود برداشت. خالد بن وليد [به من] گفت: [اين را به خاطر] داشته باش.
چون به نزد پيامبر ٦ بازگشتيم، من به بازگو كردن ماجرا پرداختم و گفتم: على كنيزى از خمس را برگرفت. من مردى سر به زير بودم. چون سرم را بالا كردم، ديدم كه چهره پيامبر خدا دگرگون شد و فرمود: «هر كه من ولىّ اويم، على ولىّ اوست».
٦٢٦. امام على ٧: پيامبر خدا فرمود: «آيا من از مؤمنان به خود آنها سزاوارتر نيستم؟».
گفتند: چرا.
فرمود: «پس هر كه من ولىّ اويم، اين، ولىّ اوست»[١].
٦٢٧. خصائص أمير المؤمنين، نسايى به نقل از سعد: پيامبر خدا دست على ٧ را گرفت و خطبه خواند و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: «آيا ندانستيد كه من از شما به شما سزاوارترم؟».
گفتند: چرا؛ درست مىگويى، اى پيامبر خدا!
سپس دست على ٧ را گرفت و بالا برد و فرمود: «هر كه من ولىّ اويم، اين، ولىّ اوست و خداوند، دوست مىدارد كسى را كه دوستش بدارد و دشمن مىدارد كسى را كه دشمنش بدارد».
[١] در برخى نقلها، به جاى« اين»،« على» آمده است.