دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٧ - ٧/ ٢ على، مولاى هر كسى است كه پيامبر، مولاى اوست
٧/ ٢
على، مولاى هر كسى است كه پيامبر، مولاى اوست
٦١٤. پيامبر خدا ٦: هر كه من مولاى اويم، على مولاى اوست[١].
[١] سيوطى، اين روايت را متواتر دانسته و آن را در كتابش الأزهار المتناثرة فى الأخبار المتواترة( ص ٧٦ ح ١٠٢) آورده و گفته است: حديث« من كنت مولاه، فعلىّ مولاه» را ترمذى از زيد بن ارقم، و نيز احمد بن حنبل از على و ابو ايّوب انصارى، و نيز بزّار از عمر، ذو مرّ، ابو هريره، طلحه، عمّار، ابن عبّاس و بريده، و نيز طبرانى از ابن عمر، مالك بن حويرث، حبشى بن جناده، جرير، سعد بن ابى وقّاص، ابو سعيد خدرى و انس و نيز ابو نعيم از جندع انصارى، نقل كردهاند.
و ابن عساكر از عمر بن عبد العزيز نقل كرده است: چندين نفر برايم نقل كردند كه شنيدهاند پيامبر خدا مىگويد:« هر كه من مولاى اويم، على مولاى اوست».
و ابن عُقده در كتاب الموالاة از زرّ بن حُبَيش نقل كرده است كه گفت: على ٧ فرمود:« از اصحاب محمّد ٦ چه كسى اينجاست؟». دوازده تن برخاستند، از جمله: قيس بن ثابت و حبيب بن بديل بن ورقا، كه شهادت دادند كه آنان شنيدهاند پيامبر خدا مىگويد:« هر كه من مولاى اويم، على مولاى اوست».
و از يعلى بن مرّه نيز نقل كرده است كه گفت: چون على ٧ به كوفه آمد، مردمى را كه شنيده بودند پيامبر خدا مىگويد:« هر كه من مولاى اويم، على مولاى اوست»، سوگند داد. پس، بيش از ده تن از جمله يزيد يا زيد بن شراحيل انصارى به وى پاسخ مثبت دادند».
نيز ر. ك: رساله طرقحديث« منكنت مولاه، فعلىّ مولاه»، از حافظ شمسالدين محمّد، ذهبى.