دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٥ - حديث
٦١٠. الأمالى، طوسى به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى: پيامبر ٦ براى ما خطبه خواند و در خطبهاش فرمود: «هر كه به من ايمان آورده و مرا تصديق كرده، پس از من على را ولىّ خود گيرد، كه ولايت او ولايت من و ولايت من ولايت خداست. اين، امرى است كه پروردگارم با من عهد كرد و به من فرمان داد كه آن را به شما برسانم. هان! آيا رساندم؟».
گفتند: گواهى مىدهيم كه رساندى.
فرمود: «آگاه باشيد كه شما مىگوييد:" گواهى مىدهيم كه تو رساندى"؛ [ولى] هستند كسانى از ميان شما كه با او در حقّش مىستيزند و مردم را بر او مىشورانند».
٦١١. پيامبر خدا ٦: هر كه مرا ولىّ خود گرفته است، على را ولىّ خود بگيرد، كه هر كس به ولايت على اعتقاد نداشته باشد، ولايت مرا انكار كرده است. هر كس را من مولايم، على مولاى اوست. هر كس با او دوستى كند، با خدا دوستى ورزيده و هر كس با او دشمنى كند، با خدا دشمنى ورزيده است.
٦١٢. الخصال به نقل از عامر بن واثله: على ٧ فرمود: شما را به خدا سوگند مىدهم كه بگوييد آيا در ميان شما كسى هست كه پيامبر خدا در حقّ او گفته باشد، اين گونه كه در حقّ من گفت: «همانا خداوند، مرا به ولايت على فرمان داده است. پس ولايت او ولايت من و ولايت من ولايت پروردگارم است. اين، عهدى است كه پروردگارم به عهده من نهاد و به من فرمان داد كه آن را به شما برسانم. حال، آيا شنيديد؟».
گفتند: آرى، شنيديم.
٦١٣. امام على ٧: جنگ با من، جنگ با خدا و صلح با من، صلح با خداست و اطاعت از من، اطاعت از خدا و ولايت من، ولايت خداست.
ر. ك: ج ٧، ص ٥٥٣ (ولىّ صدقهدهنده در ركوع است).
شواهد التنزيل: ج ١ ص ٢٠٩ ٢٤٥.