کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٤٨ - باب دوم
فصل سوم در ذكر نص بر او از جانب پدر بزرگوارش حسن (ع) مرويست از أحمد بن اسحاق و سعد الاشعرى كه أحمد گفت: داخل شدم بر ابى محمد حسن بن على العسكرى (ع) و من ميخواستم كه سؤال كنم او را از خلف بعد از او پس در ابتدا گفت بمن كه يا أحمد بن اسحاق بدرستى كه خداى تعالى خالى نگذاشته زمين را از آن زمان باز كه آفريده آدم را و خالى نخواهد گذاشت تا قيام قيامت حجت اللَّه بر خلق را كه بوى دفع مىشود بلا از أهل زمين و بأو ميبارد باران، و بوى بيرون مىآيد بركات زمين.
گفت: گفتم يا ابن رسول اللَّه پس كه خواهد بود امام و خليفه بعد از تو؟ پس آن حضرت بسرعت برخاست و بخانه فرمود و بعد از آن بيرون آمد و برگردن مباركش پسرى بود كه رويش مثل قمر بود در شب بدر در سن سه، و فرمود كه يا أحمد بن اسحاق اگر كرامت تو بر خداى تعالى نميبود و بر حجج او عرض نميكردم بر تو پسر خود را كه اينست كه او هم نام و هم كنيت رسول اللَّه است كه پر گرداند زمين را از قسط و عدل همچنان كه پر بوده باشد از جور و ظلم، يا أحمد بن اسحاق مثل او در اين امر مثل خضر است (ع) و مثل ذى القرنين بخدا كه غايب گردد غيبتى كه نجات نيابد در او از مهلكه الا آنكه ثابت گرداند بر قول بامامت او و توفيق دهد او را بدعا بتعجيل فرج او أحمد بن اسحاق گويد كه: من گفتم مر او را كه يا مولاى آيا هيچ علامتى باشد كه اطمينان يابد