کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٧٢ - در ذكر امام هشتم ابى الحسن على الرضا ابن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب
بيايد كه داخل شود بر خليفه اعراض كنند از او و برندارند پرده را از براى وى، اتفاق كردند بر اين پس نشسته بودند كه ناگاه امام رضا (ع) فرمود بر عادت خود، ايشان مالك نشدند نفسهاى خود را كه سلام نكنند بر آن حضرت و بر عادت خود پرده برداشتند، چون آن حضرت به اندرون فرمود بعضى بر بعضى زبان ملامت گشودند بر آنچه وقوف يافته بودند كه بر آن اتفاق كنند، گفتند: نوبت آينده چون بيايد پرده برنداريم.
پس چون در آن روز آن حضرت آمد برخاستند و سلام كردند بر او و ليكن مبادرت ننمودند به برداشتن پرده، پس حق سبحانه و تعالى باد تندى فرستاد كه درآمد به اندرون پرده و برداشت بيشتر از آنكه ايشان برميداشتند، پس چون آن حضرت به اندرون فرمود باد ساكن شد، پس پرده عود كرد بآنچه بود، پس چون بيرون ميفرمود باد عود كرده درآمد در پرده و برداشت تا آن حضرت بيرون فرمود بعد از آن ساكن شد و پرده عود كرد بحال خود.
پس چون او بيرون فرمود روى آوردند بعضى از ايشان بر بعضى و گفتند: آيا ديديد؟ گفتند:
بلى؛ پس گفتند بعضى مر بعضى ديگر را كه: اى قوم اين مرد را نزد حق تعالى منزلت تمام است، و حق جل و علا را با وى عنايت مالا كلام؛ نديديد كه شما چون پرده را برنداشتيد حق سبحانه و تعالى باد را فرستاد و مسخر او ساخت از براى رفع ستر همچنان كه از براى سليمان (ع) مسخر كرده بود، بازگرديد بخدمت وى كه آن بهتر است از براى شما، پس بازگشتند بخدمت وى و عقيده ايشان در باره آن حضرت زياده شد.
و ديگر آنكه در خراسان زنى بود زينب نام دعوى آن داشت كه علويه است از سلاله فاطمه ٣ و تفاخر ميكرد بر اهل خراسان بنسب خود، پس امام رضا (ع) اين را شنيد و ندانست نسب