کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٧٣ - در ذكر امام هشتم ابى الحسن على الرضا ابن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب
او را بآن كه خلاف آن بر امام ظاهر بود، پس او را حاضر كردند نزد آن حضرت، پس رد فرمود نسب او را و گفت: اين كذابه است، او سفاهت كرد بر آن حضرت و گفت: همچنان كه تو قدح ميكنى در نسب من پس من هم قدح ميكنم در نسب تو.
پس او را غيرت علويه بحركت درآمد و فرمود آن را بحاكم خراسان، و بود آن حاكم را موضع واسعى كه در او سباع در زنجير ميبودند از براى انتقام اهل فساد كه آن موضع را بركة السباع ميگفتند، پس فرا گرفت امام رضا (ع) دست آن زن را و حاضر گردانيد او را نزد آن حاكم و فرمود كه: اين دروغ زن است بر على و فاطمه (ع) و نيست از نسل ايشان پس آنكه باشد بحق پاره از على و فاطمه پس گوشت او حرام است بر سباع، پس بيندازيد او را در بركه سباع پس اگر صادق است پس آن سباع گرد او نمىروند، و اگر كاذب است پس او را پاره پاره ميكنند.
پس چون شنيد زينب او را از آن حضرت گفت: پس تو فرود بيا به پيش آن سباع اگر صادقى نزديك تو نمىآيند و نميدرند، آن حضرت با وى تكلم نفرمود و برخاست، حاكم گفت: بكجا ميروى؟
فرمود كه: ببركه سباع بخدا كه در روم بآن بركه، و حاكم و مردم حواشى برخاستند و آمدند و در بركه را گشودند و امام رضا (ع) به اندرون فرمود و مردم از بالاى بركه نگاه ميكردند، چون بميان سباع رسيد همه آنها برخاسته بر دمها نشستند و آن حضرت ميگرديد بر گرد يك يك از آنها و دست مبارك بر وى و سر و پشت ايشان ميماليد، و آنها دمها مىجنبانيدند تا اين چنين گرد همه گرديد، بعد از آن بيرون فرمود و مردم نگاه ميكردند بسوى وى، پس گفت مر اين حاكم را كه بفرست اين كذابه