کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٦ - در ذكر امام هفتم ابى الحسن موسى الكاظم ابن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب
پروردگار خود، بعد از آن ركوه را بمن داد من از آن خوردم، پس آن سويق و قند بود، و اللَّه كه از آن لذيذتر چيزى نخورده بودم و از آن پاكيزهتر و خوشبوتر. پس سير شدم و سيراب گشتم و باقى ماندم چند روز كه اشتهاى طعام و شراب نداشتم.
بعد از آن نديدم او را تا درآمدم بمكه، پس ديدم او را كه يك شبى جنب قبّة السراب در نصف شب كه ايستاده نماز ميگزارد بخشوع و با ناله و گريه اين چنين نماز گزارد تا شب رفت، پس چون صبح طالع شد نشست در مصلاى خود و تسبيح ميكرد، بعد از آن برخاست و نماز صبح گذارد و هفت نوبت طواف خانه فرمود و بيرون رفت، بعد از آن من بر اثر او رفتم برگرد او غلامان و غاشيهكشان ديدم و او بر خلاف آن بود كه ديده بودم در راه، و مردم بر گرد او مىآمدند و سلام ميكردند، من گفتم بعضى را كه نزديك وى ديدم كه: كيست اين جوان؟ گفتند: اين موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب است (ع) من تعجب كردم از بودن مثل اين عجايب مگر از براى مثل اين سيد.
و بعضى از متقدمين نظم كردهاند واقعه شقيق را با آن حضرت در ابيات طويله كه بعضى از آن أبيات اينست كه رقم شده:
|
سل شقيق البلخى عنه و ما عاين |
منه و ما الذى كان ابصر |
|
|
قال لما حججت عاينت شخصا |
شاحب اللون ناحل الجسم اسمر |
|
|
سائرا وحده و ليس له زاد |
فما زلت دايما اتفكر |
|
|
و توهمت انه يسال الناس |
و لم أدر أنه الحج الاكبر |
|