کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٠٢ - باب در ذكر وفات ابى محمد الحسن بن على(ع) و موضع قبر و ذكر ولد او
و نام نهد او را، پس جواب نوشت كه مشكاة دل محمد است ٦ و جواب ننوشت از حال زن مرا و در آخر كتاب نوشته بود كه عظم اللَّه اجرك و بدهد بتو ولدى پس فرزند مرده آورده و بعد از آن حامله شد و پسرى آورد.
گفت عمر بن ابى مسلم كه سميع مسمعى ايذاء بسيار ميرسانيد مرا و مكروه بسيار از وى ميديدم و خانه من متصل بود بخانه وى، پس نوشتم بابى محمد كه دعا فرمايد كه زود از آن فرج يابم پس جواب آمد كه بزودى بتو فرج ميرسد و تو مالك خانه او ميشوى، پس او مرد بعد از ماهى و خريدم خانه او را و با خانه خود يكى كردم ببركت آن حضرت روايتست از محمد بن عبد العزيز البلخى گفت صباحى بيرون رفته بودم و نشسته در شارع غنم پس ناگاه ابو محمد بيرون آمده بود و متوجه دار عامه بود پس گفتم در نفس خود كه ديده مىشود كه فرياد كنم كه اى مردمان اين حجت الهى است بر شما پس بشناسيد او را اگر ميكشيد مرا، پس چون نزديك شد بمن ايما فرمود بسوى من بانگشت سبابه خود كه بر دهان داشت كه اسكت، و ديدم او را در آن شب كه ميفرمود كه كتمان است يا قتل پس به پرهيز بر نفس خود.
حديث كرد محمد بن أقرع كه نوشتم بآن حضرت و سؤال كردم از امام كه محتلم مىشود؟ و گفتم بعد از اين كه كتابت از خود جدا كرده بودم كه احتلام از شيطان است، و حق سبحانه و تعالى در پناه خود نگاه ميدارد اولياى خود را از آن، آن حضرت در جواب نوشت كه حال ائمه در خواب همان حال ايشان است در بيدارى تغيير نميكند خواب از ايشان چيزى را، و در پناه خود نگاه ميدارد حق تعالى اولياى خود را از لمه و وسوسه شيطان همچنان كه حديث كرده نفس تو