کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٠٤ - باب در ذكر وفات ابى محمد الحسن بن على(ع) و موضع قبر و ذكر ولد او
برادران و همسايگان ما كه اين خبر شهرت يافت تا بسلطان وقت رسيد و مال نفيس بسيار ازو گرفتند بواسطه اين و خداى تعالى مرا نگاه داشت ببركت آن سيد و روايت كند سيف بن ليث كه من گذاشتم پسرى كه مرا بود بيمار در مصر در وقتى كه بيرون مىآمدم از آنجا و مرا پسرى ديگر بود شرير بدنفس و او وصى و قيم من بود بر عيال و ضياع من پس نوشتم بابى محمد (ع) و التماس كردم كه دعا فرمايد از براى آن پسر بيمار پس جواب نوشت بسوى من كه صحت و عافيت يافت پسر كوچك تو و پسر بزرگ كه وصى و قيم تو بود مرد پس شكر خداى تعالى كن و جزع مكن تا ضايع نشود اجر تو پس وارد شد بر من آن كتاب در روزى كه كوچك عافيت يافته بود و بزرگ مرده.
و مرويست از محمد بن حمزه السرورى گفت نوشتم بر دست ابى هاشم داود بن قاسم الجعفرى كه ميان من و او مواخات بود بسوى ابى محمد (ع) و سؤال كردم او را كه دعا فرمايد از براى من بغنى و توانائى و من مردى درويش بودم، و جواب آمد بر دست او كه بشارت باد ترا كه فرود آورد حق تعالى بتو غنى را پسر عم تو يحيى بن حمزه مرده و صد هزار درهم گذاشته و آن بتو ميرسد پس شكر كن خداى را و بر تست كه ميانه باشى در معاش، و بايد كه حذر كنى از اسراف كه آن از فعل شيطان است.
پس آمد بر من بعد از اين قاصدى و خبر آورد كه پسر عم من مرده در روزى كه بازگشت بمن ابو هاشم بجواب مولاى من ابى محمد (ع) پس من غنى شدم و زايل شد فقر از من همچنان كه فرموده