کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٩٧ - باب در ذكر وفات ابى محمد الحسن بن على(ع) و موضع قبر و ذكر ولد او
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ فرمود كه همه ايشان از آل محمداند ظالم نفس آنانند كه اقرار بامام ندارند گفت من اشك چشم كردم و فكر ميكردم با خود در عظم و بزرگى آنچه اعطا فرموده آل محمد را صلى اللَّه عليهم، پس نظر كرد بمن و فرمود كه امر اعظم است از آنچه حديث ميكند ترا نفس تو از عظم و بزرگى شأن آل محمد پس حمد و شكر كن خداى را كه تو استمساك جسته بحبل ايشان كه خوانده ميشوى در روز قيامت با ايشان گاهى كه خوانند هر مردمانى را بامامان خودشان پس بشارت باد ترا اى ابا هاشم كه تو بر خيرى.
و از ابى هاشم روايت است كه سؤال كرد محمد بن صالح الارمنى از ابو محمد (ع) از قول خداى عز و جل كه يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ آن حضرت فرمود كه محو نميكند حق تعالى الا آنچه باشد و ثابت نمىگرداند الا آنچه نباشد، من گفتم در نفس خود كه اين خلاف آنست كه هشام بن حكم مىگفت كه معلوم خدا نيست چيزى تا آنكه بشود و پديد آيد، پس آن حضرت نظر كرد بسوى من و فرمود كه خداى تعالى عالم است و دانا بأشياء پيش از آنكه بشود و پديد آيد، خالق بود وقتى كه مخلوق نبود، و رب بود وقتى كه مربوب نبود، و قادر بود پيش از مقدور، پس گفتم گواهى ميدهم كه تو ولى اللَّه و حجت او و قائم بقسط و عدل اوئى و تو بر منهاج و طريقه أمير المؤمنينى (ع) و علم او و گويد ابو هاشم كه من بودم نزد ابى محمد پس پرسيد او را محمد بن صالح الارمنى از قول حق تعالى كه وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا آن حضرت فرمود ثابت است آن معرفت و فراموش كردهاند آن موقف را و زود