کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٨٨ - باب در طرفى از اخبار ابى محمد(ع) و مناقب و آيات و معجزات او
از آن حضرت (ع) پس نوشتم و سؤال كردم از وى كه قايم (ع) وقتى قيام نمايد بامور بچه حكم خواهد كرد و كجا خواهد بود مجلسى كه حكم كند در ميان مردم؟ و ميخواستم كه بپرسم از تب ربع پس غافل شدم از ذكر تب جواب نوشت كه سؤال كرده بودى از قايم (ع)، هر گاه كه قيام نمايد حكم خواهد فرمود در ميان مردمان بعلم خود همچو قضاى داود (ع) كه سؤال نكند بينه را و ميخواستى كه بپرسى از تب ربع پس فراموش كردى، پس بنويس بر ورقى اين آيت را و بياويز بر گردن محموم كه يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ پس نوشتم اين آيت را و آويختم بر گردن محموم پس بخود آمد و تب از او رفت.
اسماعيل بن محمد بن على بن اسماعيل بن على بن عبد اللَّه بن عباس گويد كه نشستم مر أبى محمد را در ميان راه تا آن حضرت بر من گذشت شكايت بردم بوى از جهت احتياج و سوگند خوردم كه نيست نزد من يك درهم و ما فوق آن و نه چاشت دارم و نه شام، فرمود كه سوگند بخدا خوردى بدروغ و حال آنكه دفن كرده دويست دينار در جاى، و اين را نگفتم كه دفع كنم از تو عطا را بده اى غلام آنچه با تست، پس داد بمن غلام او صد دينار پس روى مبارك بسوى من كرد و گفت كه حرام كرده دنانيرى را كه دفن نموده آن را هر چند كه احتياج تمام دارى بآن، و راست فرمود آن حضرت چه من انفاق ميكردم آنچه بمن ميرسيد و بغايت مضطرب شدم روزى از براى نفقه، و ابواب رزق بر من بسته شده بود پس من تفتيش كردم بر دنانير كه دفن كرده بودم نيافتم آن را پس نظر كردم معلوم شد مرا پسرى بود موضع آن را دانسته بود