کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٩٠ - باب در طرفى از اخبار ابى محمد(ع) و مناقب و آيات و معجزات او
گويند كه درآمدند عباسيان بر صالح بن وصيف در جاى كه حبس كرده بودند ابو محمد را (ع) و گفتند او را كه حبس را برو تنگ ساز و گشاد مساز صالح گفت من چه كنم باو؟ دو مرد كه بدترين مردماند بر او موكل گردانيدهام و ايشان گشتهاند از عبادت و صلاة و صيام بامرى عظيم؟ پس امر كردند باحضار آن موكلان گفتند ايشان را كه ويحكما چيست حال شما در امر اين مرد؟ پس گفتند چه ميگوئى در باره مردى كه روز بروزه باشد و شب همه شب نماز ميگزارد، با كسى سخن ندارد و مشغول نيست بغير عبادت، پس هر گاه نظر ميكند بجانب ما ميلرزد جميع اعضاى ما بمرتبه كه مالك نفس خود نميتوانيم شدن چون شنيدند اين را عباسيان بازگشتند خاموش و خاسر.
و از على بن محمد مرويست كه او روايت كرده از جماعتى از اصحاب ما كه ايشان گفتند كه تسليم كردند آن حضرت را بنحريرى از جهت حبس و او كار را بر آن حضرت تنگ ميگرفت و ايذا ميرسانيد پس گفت زن او بوى كه از خداى تعالى بترس كه تو نميدانى كه كيست در خانه تو و ياد كرد صلاح و عبادت او را و گفت من ميترسم بر تو از او، او گفت و اللَّه كه من او را خواهم انداختن در پيش سباع.
بعد از آن رفت و اين رخصت حاصل كرد و رخصت يافت؛ چون انداخت آن حضرت را در پيش سباع او ميل نكردند بخوردنش پس نظر كردند بآن موضع تا بهبينند كه حال او چيست، پس يافتند كه در نماز ايستاده و آن سبع گرد وى ميگردد و تعرض نميرساند پس امر كردند و آن حضرت را از آن منزل و خانه بيرون بردند.
و روايات در اين معنى بسيار است باين اختصار رفت