کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٤ - در ذكر امام هفتم ابى الحسن موسى الكاظم ابن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب
امام موسى (ع) درآمد و هنوز كوچك بود بسال، أبو عبد اللَّه (ع) فرمود كه طلب وصيت امامت باو كن و بنه امر او را نزد كسى كه اعتماد باشد بر او از اصحاب خودت.
و روايت كند ثبيت از معاذ بن كثير كه من گفتم مر أبى عبد اللَّه را (ع) كه: من در ميخواهم از خدائى كه روزى كرد پدر ترا از تو اين منزلت را آنكه روزى كند ترا از عقب تو پيش از ممات مثل اين منزلت را فرمود كه: حق تعالى آن را كرده، گفتم: كيست او كه فداى تو گردم؟ اشارت بعبد صالح فرمود و او در خواب بود و گفت اين كه در خواب است، و در آن روز هنوز خرد بود.
و روايت كند ابو على ارجانى از عبد الرحمن بن حجاج كه او گفت: رفتم بخدمت جعفر بن محمد بمنزل او و آن حضرت در آن منزل در مسجدى بود كه او را بود و دعا ميخواند، و موسى بن جعفر (ع) بر يمين آن حضرت بود آمين ميگفت بر دعاى او، گفتم: حق تعالى مرا فداى تو گرداند تو خود ميدانى انقطاع و خدمت من بتو ولى امر تو بعد از تو كه خواهد بود؟ فرمود كه اى عبد الرحمن بدرستى كه موسى زره را پوشيد بر قد او راست بود، گفتم: احتياج نيست بعد از اين بهيچ چيز.
و روايت كند عبد الاعلى از فيض بن مختار كه او گفت گفتم: مر أبى عبد اللَّه را (ع) كه بگير دست مرا از آتش، كيست از براى ما بعد از تو؟ در آن حال درآمد أبو ابراهيم (ع) و در آن روز كودك بود فرمود كه: صاحب شما اينست پس متمسك شو بأو.
و روايت كند ابن أبى نجران از منصور بن حازم كه او گفت: من گفتم مر أبى عبد اللَّه را (ع):