کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١١٧ - در ذكر وفات امام رضا على بن موسى(ع) و سبب آن و بعضى از اخبار كه در اين باب وارد است
و جماعة روايت كند از آن حضرت و او از پدران بزرگوار خود كه مردى آمد بخدمت أمير المؤمنين (ع) از أهل عراق و گفت: خبر كن مرا كه خروج ما با اهل شام آيا بقضا و قدر حق تعالى بود، أمير المؤمنين (ع) فرمود: كه بلى أى شيخ بخدا كه بر هيچ از بلندى بالا نرفتى و در هيچ وادى فرود نيامدى مگر بقضا و قدر الهى، شيخ گفت: من نزد خداى تعالى ميدانم رنج و مشقت خود را أى أمير المؤمنين، آن حضرت فرمود مهلا يا شيخ گمان تو آنست كه قضا واجبست و قدر لازم كه اگر بچنين ميبود هر آينه باطل ميشد ثواب و عقاب و أمر و نهى و زجر، و ساقط مىگشت معنى وعد و وعيد، و بر بدكار ملامتى نميبود، و بر نيكوكار ستايشى نمىشد؛ و هر آينه محسن اولى مىبود بملامت از مذنب، و مذنب اولى ميگشت باحسان از محسن، اين نوع كه تو گفتى از مقاله عبده اوثان است و گفته خصماء رحمان، و از الفاظ قدريه و مجوس اين امت، أى شيخ حق تعالى تكليف به تخيير فرموده و نهى از تحذير نموده و بر عمل قليل پاداش كثير ميدهد و بر عصيان نفرموده و از آن كاره است، و آسمان و زمين و آنچه در ميان هر دو است باطل خلق نكرده، اين گمان أهل كفر است، پس واى بر أهل كفر كه دوزخ از براى ايشان آماده است، پس شيخ برخاست و اين ابيات را گفت:
|
انت الامام الذى نرجو بطاعته |
يوم النشور من الرحمن غفرانا |
|
|
اوضحت من دينا ما كان ملتبسا |
جزاك ربك عنا فيه احسانا |
|
|
فليس معذرة في فعل فاحشة |
قد كنت راكبها فسقا و عصيانا |
|
|
لا لا و لا قايلا ناهيه اوقعه |
فيها عبدت اذا يا قوم شيطانا |
|