کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٥ - در ذكر امام هفتم ابى الحسن موسى الكاظم ابن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب
من، پس چون فرود آمديم بمنزل واقصه ناگاه ديديم كه نماز ميگذارد و اعضاى مباركش ميلرزد و اشك از چشم مباركش ميرود، گفتم: اينست صاحب من بروم و از او حلالى بخواهم، پس ميگشتم تا نشست آنگاه روى آوردم بجانب او.
پس چون مرا ديد فرمود كه يا شقيق بخوان كه وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى يعنى بدرستى كه من هر آينه نيك آمرزندهام مر آن كس را كه توبه كرد و ايمان آورد بوحدانيت من و بكرد عمل صالح پس راه راست يافت، بعد از آن گذاشت مرا و رفت، پس من گفتم اين جوان هر آينه از أهل اللَّه است كه تكلم كرد بر سر من دو نوبت، بعد از آن چون بمنزل زباله فرود آمديم ناگاه ديدم اين جوان را كه بر سر چاهى ايستاده و ركوه در دست دارد و ميخواهد كه آب بردارد از اين چاه، پس ركوه از دست مباركش افتاد در چاه و من نگاه ميكنم و مىبينم كه نگاه كرد بسوى آسمان و شنيدم كه ميگويد
|
انت ربى اذا ظمئت الى الماء |
و قوتى اذا اردت الطعاما |
|
يعنى توئى سيرابى من هر گاه كه تشنه ميشوم، و قوت من توئى هر گاه كه اراده طعام ميكنم بعد از آن فرمود كه اى سيد من نيست مرا غير اين پس بمن بازگردان آن را، شقيق گفت: و اللَّه كه ديدم چاه را كه آب او بالا گرفت تا آن حضرت دست كرد و ركوه خود را برداشت پر آب و وضو ساخت و چهار ركعت نماز گزارد بعد از آن ميل فرمود به تل ريگى كه آنجا بود، پس كفى از آن ريگ برداشت و انداخت در آن ركوه و حركت داد از آن خورد و آشاميد، من پيش رفتم و سلام كردم بر او، جواب سلام من داد گفتم اطعام كن مرا از آن نعمتى كه حق تعالى بر تو انعام فرموده، فرمود كه:
اى شقيق لا يزال نعمت الهى بر ما مىآيد نعمت ظاهره و باطنه او پس نيكو كن گمان خود را به