منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٣
«خواندن پيامبر را در ميان خود مانند دعوت برخى از شما نسبت به برخى ديگر قرار ندهيد (ادب را رعايت كنيد) خداوند كسانى را كه مخفيانه يكى پس از ديگرى فرار مى كنند مى داند آنها كه با فرمان او مخالفت مى كنند، از اين بترسندكه فتنه دامن آنها را بگيرد، يا عذاب دردناك به آنها برسد».
بررسى اين بخش از تاريخ اسلام در پرتو اين آيات مى رساند كه افراد با ايمان يك وضع و يك حالت بيش ندارند و آن اين كه با پايمردى تمام در معركه نبرد مقاومت مى كنند و اگر يك وضع استثنايى پيش آيد، بدون كسب اجازه از پيامبر، ميدان را ترك نمى كنند، و پس از انجام كار، بار ديگر به معركه جنگ باز مى گردند.(آيه ٦٢، سوره نور).
در حالى كه منافقان بر دو گروهند، يا اجازه را سپر فرار قرار داده اند و از ميدان مى روند، ديگر به آن باز نمى گردند، (احزاب آيه ١٣; و يا، مترصد فرصت هستند، كه از غفلت مسلمانان استفاده كرده و بستر جنگ را ترك مى گويند.(آيه ٦٣ سوره نور).
و علت اختلاف اين دو گروه يك چيز بيش نيست، گروه مؤمن، به مكتب ايمان دارند و در راه آن جانبازى مى كنند، گروه منافق «ايمان» را سپر زندگى قرار داده به مكتب معتقد نمى باشند.
شگفت اين جا است كه در جنگ احزاب نامى از رئيس منافقان «عبداللّه بن ابى» به ميان نيامده است گويا خود را در پشت پرده نگاه داشته بود، و انگشت او پس پرده كار مى كرد. و منتظر حوادث آينده بود كه خود را در صحنه ظاهر سازد، و خوشبختانه حوادث آينده در كام او تلخ بود، و سپاه شرك پس از يك ماه محاصره با يأس و نوميدى، و دادن تلفات، محيط مدينه را ترك گفتند و به سرزمين هاى خود بازگشتند.