منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٧
تدريج تفاوت هايى در آن به وجود آمده و سرانجام نوعى به نوعى تكامل يافته و انواع زيادى پديد آمده اند.
در فلسفه يونانى هر دو نظريه، مطرح بوده همچنان كه در رسائل «اخوان الصفا» و نوشته هاى «ابن مسكويه» در دوره انتقال علوم يونانى به اسلام، هر دو نظريه در مطلق جانداران مطرح و مورد گفتگو مى باشد ولى نظر قاطعى درباره يكى از دو طرف مسأله اظهار نشده است.
مسأله تحول و تكامل تدريجى انواع، از زمانى قوت گرفت كه «لامارك» طبيعى دان فرانسوى ( ١٧٤٤ـ ١٨٢٩) «سازش تدريجى با تغييرات محيط» را در تغيير و تكامل انواع مؤثر دانست و معتقد شد كه سازش تدريجى با تغييرات محيط از تغيير رژيم غذايى ومخصوصاً با استعمال و يا عدم استعمال اعضا، فراهم مى شود و هر عضو هر چه بيشتر به كار افتد بيشتر نمو مى كند و هرچه از كار باز بماند مايه از بين رفتن آن مى گردد.
انديشه تكامل انواع، و طرح واحد آفرينش گياهان و جانداران، آنگاه بيشتر مورد توجه قرار گرفت كه «چارلز داروين» (١٨٢٨ـ ١٩٠٨) دانشمند انگليسى فرضيه ياد شده را با اصول چهارگانه معروف خود مطرح ساخت و مسأله تغيير تدريجى و تكامل نسلى گياهان وجانداران را روشن نمود و «ثمره» وجود انسان را از نظر تكامل ترسيم كرد و از روز انتشار فرضيه داروين، مسأله تحول انواع و تكامل تدريجى آن به صورت هاى گوناگون پيش رفت و فرضيه هايى تحت عنوان «لاماركيسم» و «نئولاماركيسم» و «داروينيسم» و «نئوداروينيسم» به مجامع علمى راه يافت. و اخيراً تمام اين فرضيه ها دگرگون گرديده و فرضيه تحول بر اساس «موتاسيون» و يا «جهش» در محافل زيست