منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٤
نعمت از كفش بيرون مى رود، داد و فرياد راه مى اندازد، تو گويى طلبكار است و طلب خود را مى خواهد آنجا كه مى فرمايد:
(...وَإِنَّا إِذا أَذَقْنَا الإِنْسانَ مِنّا رَحْمَةً فَرِحَ بِها وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْديهِمْ فَإِنَّ الإِنْسانَ كَفُورٌ).[١]
«آنگاه كه به انسان رحمت خود را چشانيديم خوشحال مى شودو آنگاه كه به او به خاطر اعمال پيشين، بدى برسد،(ناگواريها را مى شمارد و نعمت ها را انكار مى كند) زيرا انسان موجود كفران پيشه است».
و در آيه ديگر مى فرمايد:
(إِنَّ الإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ) .[٢]
«انسان نسبت به پروردگار خود بسيار ناسپاس است».
٥. انسان به هنگام از دست دادن نعمت، موجود مأيوس ونوميد و به تعبير قرآن (يؤوس) و (قنوط) است چنان كه مى فرمايد:
(...وَإِنْ مَسَّهُ الشَّرُّ فَيَؤُسٌ قَنُوطٌ) .[٣]
«آنگاه كه بدى به او رسيد او موجود مأيوس و نوميد است».[٤]
٦.انسان موجود «ظلوم كفار» ويا «ظلوم و جهول» است و بازگشت همگى به ستمگرى انسان بر خود و ديگران، وناآگاهى ازمقام وموقعيت خود در جهان آفرينش مى باشد چنان كه مى فرمايد:
(...وَحَمَلَها الإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولاً) .[٥]
[١] شورى/٤٨.
[٢] عاديات/٦.
[٣] فصلت/٤٩.
[٤] در اين زمينه به ترتيب به سوره هاى هودو اسراء وروم آيه هاى ٩، ٨٣ و ٣٦ مراجعه فرماييد.
[٥] احزاب/٧٢.