منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٧
است نه اين كه انسان آن را به دست آورده است.
انسان در اثبات اين حالت درونى، به دليل و گواهى، جز وجدان و دريافت درونى، به چيز ديگرى نياز ندارد زيرا هر فردى در عين ميل و علاقه به انجام عملى: خود را بر ترك آن توانا مى بيند، و همچنين است عكس آن.
انكار آزادى براى تحصيل آزادى
گروهى كه با وجدان خود به نبرد برخاسته و اختيار و آزادى را كه ملاك ارزش انسان و مرز حيوان و انسان است، انكار مى كنند و چنين وانمود مى كنند كه انسان در محيط زندگى مقهور عوامل مرموزى است كه او را به يك سو سوق مى دهند نه اين كه از روى آزادى و اختيار، به آن سو گام مى نهد، اين گروه به خاطر يك رشته آرمان هاى اجتماعى و سياسى و اخلاقى به چنين انديشه اى دامن مى زنند و در پوشش اين مكتب مى خواهند در مقام عمل و كار، در ميدان ارضاى غرايز، آزادى بيشترى داشته باشند ومورد نكوهش خردمندان، و تحت تعقيب محاكم قضايى قرار نگيرند زيرا آنان به عقيده خود در انجام كارهاى خود، اختيار و آزادى ندارند.
اگر گروهى اعمال شنيع خود را از طريق «جنون آنى» و يا «غلبه احساسات» توجيه مى كنند اين گروه با خيالبافى و قيافه فيلسوفانه مى خواهند ريشه جرم را بزنند، تا جرم و گناه، در اعمال آنان مفهومى نداشته باشد.
«مفاسد جبرى گرى»
انكار آزادى در انسان گذشته از اين كه انكار يك حالت وجدانى است كه هيچ كس نمى تواند آن را انكار كند، مستلزم يك رشته پيامدهايى است، كه