منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤٤
«خدا هر كسى را بخواهد براى خود برمى گزيند و آن كسى را هدايت مى كند كه به سوى او باز گردد».
مقصود از «اناب» در آيه نخست و از «ينيب» در آيه دوم كه به معنى توجه مكرر به سوى خدا است، اين است كه اين هدايت از آن كسانى است كه به سخن خرد و ديگر راهنمايان الهى گوش فرا دهند و خود را در مسير هدايت خاص خدا قرار داده وخواستار هدايت بيشتر و توفيق روز افزون باشند.
اگر ملاك شمول هدايت دوم، بهره گيرى از هدايت نخستين است همچنين ملاك اضلال خدا، روى گردانى انسان از آن هدايت است چنان كه مى فرمايد:
(...فَلَمّا زاغُوا أَزاغَ اللّهُ قُلُوبَهُمْ وَاللّهُ لا يَهْدِى الْقَومَ الْفاسِقينَ) .[١]
«وقتى به سوى باطل متمايل شدند به سخنان پيامبران گرامى گوش فرا ندادند، خداوند قلوب آنها را نيز متمايل ساخت خدا گروه فاسد را هدايت نمى كند».
و در آيه ديگر مى فرمايد:
(...وَيُضِلُّ اللّهُ الظّالِمينَ وَيَفْعَلُ اللّهُ ما يَشاءُ) .[٢]
«خداوند ستمگران را گمراه مى سازد و خداوند آنچه را بخواهد انجام مى دهد».
استنتاج جبر از آيات (يضل من يشاء و يهدى من يشاء) مبنى بر تصور وحدت ضلالت و هدايت است يعنى: تصور شده كه خداوند فقط يك نوع هدايت و ضلالت دارد،و آن هم از آن گروهى است كه خدا هدايت آنها را بخواهد در حالى كه در اين مورد دو نوع هدايت است كه يكى عمومى و گسترده و ديگرى خصوصى و آنچه لازم عدل الهى است هدايت نوع نخست
[١] صف/٥.
[٢] ابراهيم/٢٧.