منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١
مرزى «شام» است، سكنى گزيد و به منافقان مدينه دستور داد كه با فرمانرواى «دومة الجندل» مكاتبه كنند و او را بر تسخير مدينه تشويق كنند.
ابوعامر همان فردى است كه دستور دادمنافقان قبيله «بنى غنم بن عوف» براى حزب نفاق مركزى به نام «مسجد» بسازند و در مواقع نماز همگى در آنجا گرد آيند و اين مركز در نزديكى هاى مسجد «قبا» ساخته شد، چون اين بنا، مركز توطئه و تفرقه بود، خدا نام آن را مسجد «ضرار » ناميد[١] و به پيامبر دستور داد كه آنجا را با خاك يكسان سازد و سرانجام ابوعامر در شام غريبانه دور از اهل و عيال جان سپرد.[٢]
اين دو نفر از سران نفاق بودند، و اسامى و شرح زندگى سران ديگر را در آينده به مناسبت هايى خواهيم نگاشت.
مثلث شوم
حزب نفاق آنگاه بر تحرك خود قدرت بيشترى بخشيد كه به يهودان منطقه پيوست.(چه آن طوايف سه گانه از يهود كه در مدينه مى زيستند، وچه آنهايى كه در خيبر به سر مى بردند) و در سايه ارتباط با «شرك» خصوصاً مشركان مكه، مثلث منحوسى را به اضلاع «نفاق» و «يهود» و «شرك» تشكيل دادند، وحوادث ناگوارى را آفريدند و بخش عظيمى از وقت پيامبر را گرفتند.
از اين كه قرآن مسأله «منافقان» را بسيار جدى گرفته و در سوره هاى بقره، آل عمران، نساء، مائده، انفال، توبه، حج، عنكبوت، احزاب، فتح،
[١] توبه/١٠٧.
[٢] سيره ابن هشام:١/٥٨٥; تفسير صافى، ص ٢١٤.