منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٨
در حفر خندق، مسلمانان با صخره عظيمى روبه رو شدند كه نتوانستند آن را بشكنند، از رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)كمك طلبيدند، پيامبر در پرتو نيروى الهى، با سه ضربه، صخره را خُرد كرد، و گفت: از اين جا، كاخ هاى شاهان حيره، ومدائن كسرى و قصور روميان برا ى من آشكار گشت، فرشته وحى به من خبر داد كه امت من بر آنها پيروز مى شوند، و تمام قصرها و كاخ هاى آنان را تصرف مى كنند، آنگاه فرمود:
بشارت باد بر شما اى مسلمانان، و سپاس خدا را در برابر اين نويد قطعى كه به دنبال اين محاصره، پيروزى است.
در اين موقع يكى از منافقان به نام «معتب» رو به مسلمانان كرد وگفت: آيا از محمّد (صلى الله عليه وآله وسلم)تعجب نمى كنيد كه چگونه شما را به آرزو وا مى دارد و نويدهاى بى اساس مى دهد و مى گويد: از اين جا قصور حيره و مدائن و روم را مى بيند و به همين زودى فتح مى شوند. وى موقعى اين نويد را مى دهد كه شما از رويارويى با دشمن ترس و هراس داريد.[١]
شكى نيست كه وظيفه فرمانده تقويت روحيه سربازها و اميدوار ساختن آنان به آينده جنگ است، تا چه رسد به فرماندهى كه سخنان او از مبدأ وحى سرچشمه مى گيرد و گذشت زمان صدق گفتار پيامبر را نيز ثابت مى نمايد، ولى نقش منافق درست نقطه مقابل نقش پيامبر بود.
در برابر سم پاشيهاى اين منافق، آيه ياد شده در زير فرود آمد:
(قُلِ اللّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِى الْمُلْكَ مَنْ
[١] سيره ابن هشام:٢/٢١٩، ابن هشام در سيره خود ج٢، ص ٢٢٢، مى گويد: گوينده فرد ديگرى بوده و «معتب» بدريست و فرد با ايمان بوده است.