منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٣
اصولاً در هر امر خيرى و كردار نيكى كه خدا منظور نباشد، فاقد اثر تربيتى است و نمى تواند رنج طاعت را به راحتى و تلخى آن را به شيرينى مبدل سازد.
منافقان و هميارى ديگران
تنها مشكل كار منافقان انفاق خودشان نبود، بلكه پيوسته در مقابل بذل و بخشش ديگران اعم از متمكن و فقير، اشكال تراشى و همگان را به باد مسخره، و استهزا مى گرفتند و در اين مورد سرگذشتى را كه قرآن نيز متذكر است يادآور مى شويم:
در سال نهم هجرت پيامبر،مسلمانان را براى جهاد در راه خدا آن هم با روميان در كرانه هاى شام، دعوت نمود، از آنجا كه راه دور و دشمن قوى و توانا بود، بر خلاف مواقع ديگر، نقطه نبرد و طرف جنگ را فاش ساخت از اين جهت مسلمانان مدينه در داخل و خارج، به گردآورى هزينه جنگى ومواد غذايى پرداختند و سپاهى بس گران (سى هزار سوار و پياده نظام) كه در تاريخ حجاز آن روز، كاملاً بى سابقه بود، تشكيل گرديد.
در ميان ياران رسول خدا برخى مانند عبدالرحمان بن عوف سپاه اسلام را با چهار هزار درهم يارى كرد و عاصم بن عدى هفتاد وسق[١] خرما تحويل بيت المال داد و همچنين....
منافقان كه خواهان شكست اسلام بودند و فكر نمى كردند كه چنين سپاهى با تأمين نيازمنديهاى مالى و غذايى متشكل گردد، وقتى چنين فداكارى
[١] هر وسق معادل ١٨٠ كيلوگرم مى باشد.