منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٩
تفسير آزادى از اين طريق نتيجه اى جز بستن دست انسان در برابر شرايط طبيعت و خواسته محيط مادى چيز ديگرى نيست، و يك چنين آزادى به صورت كم رنگ در تمام جانداران وجود دارد، زيرا هر جاندارى پس از احساس گرسنگى و تشنگى، يا گرمى و سردى، و شناخت خوردنى ونوشيدنى، بر بهره بردارى از آن در طريق رفع نيازهاى خود تصميم مى گيرد. اين نوع آزادى، مانند آزاد بودن محكوم به مرگى است كه بايد در شيوه قتل خود، يكى از طرق قتل را برگزيند در حالى كه او جز يك مسير، و آن جان سپردن و كشته شدن، در اختيار ندارد.
آزادى به معنى واقعى در صورتى صادق است كه پس از دريافت شناخت ها و ضرورت ها و امكان بهره بردارى ها، براى خود انسان هم كليدى در انجام كار و عدم انجام آن قائل شويم، واو را در تصميم وعدم تصميم آزاد بگذاريم، نه اين كه خواست او را پرتوى ناخواسته از ماده و شرايط زندگى و محيط اقتصادى اوبدانيم.
انتظار اختيار و آزادى از مادى كه كليه عقايد وافكار واراده و خواست هاى انسان را متبلور از تحولات اقتصادى و تابع مواضع طبقاتى ونتيجه روابط توليد جامعه مى داند و اوضاع اقتصادى را زيربنا و بقيه را روبنا مى داند، بسيار انتظار غير معقول و نابجا است جامعه از نظر او«ماشين» بزرگى است كه روى طرح معينى پيش مى رود، و اجازه پس و پيش رفتن را ندارد.
آزادى اراده و قانون عليت
اكنون وقت آن رسيده به تحليل آزادى اراده كه يگانه تكيه گاه انسان در اصل استقلال و حريت است بپردازيم، مادى هاى معاصر خصوصاً