منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٦
از اين بيان، معنى «عرضه» نيز روشن گرديد، زيرا پرسش وپاسخ، و يا عرضه و پذيرش (أَلَسْتُ بِربّكُمْ قالُوا بَلى) به صورت معمولى و عادى نبوده، بلكه جنبه تكوينى و استعدادى داشته است يعنى به انسان اين لياقت و شايستگى را داديم كه پس از رشد و بلوغ، به يكتايى گرداننده جهان (رب) از صميم قلب اعتراف نمايد، و در زبان نيز آن را بازگو كند و در حالى كه در ديگر موجودات، به خاطر فقدان عقل و خرد چنين شايستگى نبود، در اين جهت انسان به لسان استعداد آن را پذيرفت، وموجودات ديگر به خاطر فقدان استعداد پذيرا نشدند.
گروهى از مفسران«امانت» را به تكاليف الهى از فرايض و محرمات، و يا وسيع تر وگسترده تر از آن تفسير كرده و يادآور شده اند كه انسان به خاطر داشتن عقل و خرد، شايستگى خطاب و تكليف را داشت. يك چنين لياقت نشان تحمل آن است در حالى كه در ديگر موجودات به حكم اين كه جمادند و فاقد خرد و عقل وحريت و آزادى هستند، لياقت تحمل آن را نداشتند و به اصطلاح از آن سر،باز زدند.
هرچند يك چنين تفسير شاهد حديثى نيز دارد ولى با آيه دوم كه مردم را نسبت به اداى امانت به سه گروه تقسيم مى كند، چندان سازگار نيست زيرا مردم نسبت به تكاليف الهى به دو گروه «مطيع» و «عاصى» تقسيم مى شوند نه به سه گروه.
در هر حال معنى نخست، روشن تر از معنى دوم است خصوصاً آيه مربوط به «ذر» نيز گواه بر استوارى معنى نخست مى باشد ومعنى دوم چندان با آيه سازگار نيست مگر اين كه به گونه اى توجيه شود، تا مردم نيز نسبت به تكاليف الهى سه نوع حالت پيدا كنند.