منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٧
البته پرهيز از تقليد وپيروى هاى نسنجيده به معنى رد تخصص و طرد بهره گيرى از معلومات و دانش هاى افراد نيست، زيرا مراجعه به متخصص نشانه بالا رفتن دستگاه تعقل وتفكر است و رجوع ناآگاه به افراد آگاه، يكى از دستورهاى خرد مى باشد بلكه سخن در پيرويهاى نسنجيده است و رجوع به دانشمند و دانا، كاملاً يك پيروى حساب شده وعين مطلوب خرد ومايه بالا رفتن سطح شعور و درك مى باشد، محور بحث، تعطيل كردن دستگاه تفكر وانديشه و دنباله روى است كه انسان را فاقد شخصيت نموده و از خود به در مى كند.
شخصيت زدگى
شخصيت زدگى يك نوع بيمارى است كه جامعه را از سير كمالى باز مى دارد و در حالى كه انسان مى تواند بامحاسبات روشن حق و باطل را از هم باز شناسد نبايد از اين راه برود، و گرايش شخصيت ها را نشانه حقانيت راه و روش آنها بداند در اين مورد اميرمؤمنان سخنى دارد كه به قول دكتر طه حسين:
«تاكنون گوش روزگار پس ازوحى الهى، سخنى به اين عظمت نشنيده است». آنجا كه مى فرمايد:
«إِنَّ الْحَقَّ وَالْباطِلَ لا يُعْرَفانِ بِأَقْدارِ الرِّجالِ، اِعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفُ أَهْلَهُ، اِعْرِفِ الْباطِلَ تَعْرِفُ أَهْلَهُ».[١]
«حق و باطل از طريق عظمت رجال شناخته نمى شوند بر انسان حقيقت طلب لازم است كه قبلاً خود، حق و باطل را بشناسد، آنگاه طرفداران آن را از هم جدا سازد».
[١] على و فرزندانش، ص ٢٠.