منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٢
٣. «آنان را متحد مى انديشند در حالى كه دلهاى آنان پراكنده است زيرا آنان افراد نادانى هستند».
تفسير موضوعى آيات
با سرگذشت منافقان در عصر رسالت آشنا شديم، و روشن گرديد كه با مرگ رئيس حزب نفاق هر چند حزب نفاق از هم پاشيد، ولى اصل «نفاق» در ميان مسلمانان از ميان نرفت بلكه شكل خود را عوض كرد.
درست است كه پس از كشورگشايى مسلمانان پيروان مذاهب و شرايع پيشين، رو به اسلام آورده و گروه بس عظيمى از يهود و نصارى و پيروان آيين هاى «برهمن»، «زرتشت»، «مزدك» و... از اسلام پيروى كردند و از آيين هاى پيشين دست كشيدند و اكثريت آنان هر چند صميمانه به اسلام رو آوردند، اما در ميان آنان اقليتهايى بود كه از عقايد پيشين خود دست نكشيده و فقط تظاهر به اسلام مى كردند و در موارد حساس از تزريق عقايد خويش، غفلت نورزيده و شبهاتى را در ميان مسلمانان پخش مى كردند و همين شبهات بود كه مبدأ پيدايش مكتبهايى در كلام و فلسفه گرديده و در ميان ملت واحد، هفتاد و دو ملت و يا بيشتر را پديد آورد.
يك قرن و دو قرن از تاريخ سياسى و علمى مسلمانان نگذشته بود كه در عراق و حجاز و شام، مذاهبى پديد آمد و وحدت كلمه مسلمين را در فروع و اصول درهم شكست وقسمت اعظم اين اختلافات معلول پيوستن ملل جهان با عقايد مختلف و گوناگون، به صفوف مسلمانان بود، گروهى كه هنوز دست از عقايد پيشين خود نشسته و بر آن باقى بودند، و در عين حال به اسلام و قرائت قرآن و اقامه فرايض نيز تظاهر مى نمودند.