منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٨
كردند و گفتند كه به جاى نبرد در بيرون شهر، در خود شهر بمانند و از آن دفاع كنند و اكنون يادآور آن مسأله مى شوند ومى گويند: اگر اختيار با ما بود و پيامبر به حرف ما گوش مى داد در اين جا كشته نمى شديم.
آنان در اين گفتار، ادعاى آشنايى با عوامل مرگ داشتند، ومى گفتند كه پيروزى از سخنان آنان، افراد را از مرگ نجات مى بخشد.
خدا در مقام انتقاد از اين نظريه يادآور مى شود و مى فرمايد:
(...قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فى بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ...) .
«بگو اگر شماها در خانه هاى خود مى مانديد آنان كه مرگشان فرا رسيده است از خانه هاى خود بيرون مى آمدند و در آن نقطه كه بايد كشته شوند، قرار مى گرفتند».
اين فراز، پاسخ پندار آنان است و نتيجه آن اين است كه مرگ يك تقدير و سرنوشت الهى است و هرگز كشته شدن شما در معركه «اُحد» نه نشانه نااستوارى نبوت پيامبر و نه نشانه تصميم غير صحيح پيامبر مى باشد.
آنگاه براى اين نبرد و شكست و ثبات گروهى و فرار گروه ديگر، نتيجه ديگرى يادآور مى شود و مى فرمايد:
ز. (...وَلِيَبْتَلىَ اللّهُ ما فى صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحِّصَ ما فى قُلُوبِكُمْ...) .
«اين شكست نتيجه ديگرى هم دارد و آن اين است كه در اين نبرد آنچه در سينه ها بود آشكار گشت و پاك از ناپاك و مؤمن از منافق بازشناخته شد».
اين آيه از نظر گروهى از مفسران مربوط به منافقان است و از نظر برخى ديگر مربوط به افراد ضعيف الايمان ازياران پيامبر اكرم مى باشد و در هر حال دقت در مفاد اين آيه حاكى است كه حتى پس از مراجعت عبداللّه بن ابى از