منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٩
ب. مسأله خلقت جدا و مستقل گياهان و جانداران و تكامل و تحول تدريجى و يا دفعى آنها براى ما مطرح نيست، خواه شما آفرينش هر يك از آنها را مستقل وجدا از هم بينديشيد و خلقت آنها را بر اساس «فيكسيسم» (ثبوت انواع) بدانيد، و يا اساس ساختمان آنهارا يكى بدانيد وبراى همه طرح واحد و مشتركى بينديشيد وبه اصطلاح طرفدار «تراتسفورميسم» باشيد(هيچ كدام از اينها براى ما مطرح نيست)، چيزى كه فعلاً براى ما مطرح است اين است كه خصوص پرونده آفرينش انسان را در قرآن مطالعه و بررسى كنيم و بدانيم كه آيا ظواهر آيات قرآن، كدام يك از دو نظر را تأييد مى كند آيا آفرينش انسان را بر اساس خلقت مستقل وجدا از انواع ديگر مى داند، و يا براى انسان وجانداران طرح مشتركى انديشيده و او را جدا شده از انواع ديگر معرفى مى كند.
و آنچه ما در اين مورد مى نگاريم برداشتى است از قرآن به اميد اين كه اشتباه نكنيم.
ج.موضوع سخن، خلقت آدم و همسر او است كه قرآن آن دو را پدر و مادر انسان هاى كنونى در روى زمين معرفى كرده است و فشار سخن اين جا است كه آيا اين دو فرد، آفرينش مستقل داشته اند، يا خلقت آنها تكامل يافته از نوع ديگر است كه نام آن نوع در قرآن نيامده است و فقط علوم زيست شناسى پرده از آن برداشته است.
ولى بايد توجه نمود كه اعتقاد به آدم به عنوان «ابوالبشر»، به آن معنى نيست كه او نخستين آدمى است كه گام بر اين كره خاكى نهاده است و يا اعتقاد به چنين پدر و خلقت مستقل او كه از هيچ نوعى مشتق نشده، و تكامل نيافته است، به معنى نفى بشرهاى قبل از او نيست زيرا به حكم ظواهر آيات و روايات، پيش از آدم «ابوالبشر»، آدم ها و انسانهايى به نام هاى خاصى در روى