منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٨
پيامبر عباس داده بود، از او درخواست كرد كه وى پيراهن زيرين خود را به او بدهد تا اورا با آن كفن كنند، پيامبر پيراهن رويى خود را براى او فرستاد ولى او نپذيرفت و درخواست كرد كه پيراهن زيرين كه بدن او را مس كرده بفرستد، پيامبر نيز پيراهن خود را فرستاد ولى يادآور شد كه اين كار به حال او مفيد نخواهد بود.
خانه عبداللّه، لانه جاسوسى منافقان بود و آنان پيوسته به آنجا رفت و آمد مى كردند، و درخواست پيراهن به آن شكل، دگرگونى خاصى در برخى از هواداران نفاق ايجاد كرد، برخى از آنان، راه توبه را در پيش گرفتند و اسلام آوردند و برخى ديگر بر همان حالت نفاق باقى ماندند.
چرا پيامبر، پيراهن خود را به عبداللّه داد؟
بخشيدن پيراهن به عبداللّه به خاطر جبران حقى بود كه وى بر پيامبر پيدا كرده بود زيرا در جنگ «بدر» عموى پيامبر عباس اسير گرديد، عباس مرد بلند قامتى بود و نياز به لباس داشت و پيراهنى به اندازه او، جز پيراهن عبداللّه بن ابى كه مانند او بلند قامت بود، پيدا نشد. عبداللّه يكى از پيراهن هاى خود را به حضور پيامبر فرستاد كه آن را به عباس بدهد و از اين طريق حقى بر پيامبر پيدا كرد، به همين جهت پيامبر خواست به درخواست اوپاسخ مثبت بدهد.
گذشته از اين، ارسال پيراهن، قلوب گروهى را متوجه اسلام كرد و از اين طريق توانست قلوب گروهى از خزرجيان منافق را كه عبداللّه رئيس آنان بود، جلب نمايد.
وانگهى او داراى فرزند صالح و به حق مصداق (يُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَيِّتِ)بود. و رد درخواست پدر او، نوعى مايه سرشكستگى چنين فرد