منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٨
از قدرت هاى ضد مردمى در گرو تبليغات دروغين و گمراه كننده آنها است و اگر وسايل تبليغى از دست آنان گرفته شود قدرت مادى آنان فروكش كرده و از بين مى رود.
منافقان عصر رسالت از اين حربه بسان رجال سياست امروز، بهره گرفته و در سايه اثر پذيرى گروهى، مى توانستند روحيه ها را سست كنند و از اين طريق توازن قدرت اسلام و شرك را در منطقه حفظ نمايند، بالأخص كه بخشى از مسلمانان از بستگان سران نفاق بودند و به آنان از ديده عظمت مى نگريستند.
منافقان مى كوشيدند اخبارى منتشر كنند كه دلها را بلرزاند، و افراد را وحشت زده سازد، مثلاً گاهى شكست كوچكى را بزرگ كرده و روحيه ها را تضعيف مى نمودند و اگر مسلمانان قدرت و عظمت پيدا مى كردند و ساز و برگ نظامى به دست مى آوردند، فوراً دشمنان را مطلع مى ساختند تا در برابر قدرت اسلام آمادگى بيشترى پيدا كنند.
قرآن در اين زمينه مى فرمايد:
(وَإِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَيالرَّسُولِ وَإِلى أُولِى الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ...) .[١]
«هنگامى كه خبرى از قدرت وضعف به آنها مى رسيد فوراً آن را شايع مى كردند و اگر آن را به پيامبر و صاحبان فرمان از خود باز مى گردانيدند «استنباط گران» از آنها، به خوبى تحليل مى كردند».
[١] نساء/٨٣.