منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤٨
سؤال دوم
آزادى و سعادت و شقاوت ذاتى
اگر به راستى انسان حرّ و آزاده آفريده شده و در تصميم و خواست او، زور و فشارى در كار نيست، پس مقصود از سعادت و شقاوت كه در برخى از روايات و آيات وارد شده است كه طبعاً انسان را به راه مخصوص مى كشانند، چيست؟!
پاسخ
تشريح مفاد آنها نياز به نقل متون دارد اينك بيان آنها:
١. قرآن افراد را در روز رستاخيز به دو بخش تقسيم مى كند و مى فرمايد:
(يَوْمَ يَأْتِ لا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلاّ بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِىٌّ وَسَعِيدٌ) .[١]
«روزى فرار مى رسد كه در آن روز كسى سخنى نمى گويد مگر به اذن خداوند برخى از آنان نيك بخت و برخى ديگر بدبخت هستند».
آنگاه قرآن به بيان سرنوشت هر دو گروه پرداخته و پاداش و كيفر آنان را بيان مى كند:
اين آيات ناظر به آن گونه نيك فرجامى است كه افراد آن را با كمال حريت و آزادى تحصيل مى كنند، يعنى با افعال و كردارهاى نيك و بد خود، خوشبختى و بدبختى خود را در روز رستاخيز فراهم مى سازند و در اين نوع سعادت و شقاوت كوچكترين اجبارى در كار نيست.
٢. در آيه ديگر، افراد گنهكار علل بدفرجامى خود را در روز رستاخيز معلول غلبه «شقا» و «بدبختى» خويش در زندگى دنيوى مى دانند و چنين
[١] هود/١٠٥.