منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٨
شناسان قوت گرفته است، تفاوت فرضيه اخير با ديگر فرضيه ها در اين است كه آن چهار فرضيه، تكامل را تدريجى مى دانند، در حالى كه فرضيه اخير آن را به صورت دفعى مى انديشد كه ناگهان نوعى، تحت علل ناشناخته اى به نوعى تبديل مى گردد.
بالأخره فرضيه تحول انواع در گياهان وجانداران و انسان از دلايلى مانند «تشريح تطبيقى» و «جنين شناسى تطبيقى»و «فسيل شناسى» كمك مى گيرد.
ما همه دلايل آنان را در كتاب «داروينيسم ويا تكامل انواع» مورد بررسى قرار داده ايم ديگر به آن مطالب بازگشت نمى كنيم و اگر از مختصات فرضيه ها صرف نظر كنيم، بايد بگوييم دانشمندان درباره خلقت گياهان وجانداران دونظر دارند:
١. ثبوت انواع: و اين كه هر گياه و جاندارى خلقت مستقل دارد و از آغاز، همان طور بود كه هم اكنون هست به عبارت روشن تر: طرح كلى خلقت به گونه اى است كه هرگياه و ياجاندارى از هم نوع خود، پديد نيامده، و مشتق نشده است.
٢. تكامل انواع، و اين كه انواع مختلف گياهان و جانداران خلقت مستقل ندارند وهمه با يكديگر پيوند خويشاوندى دارند، و از نياكان مشتركى برخوردارند.
ولى پيش از آن كه به اصل موضوع وارد شويم ناچاريم نكاتى را يادآور شويم:
الف. وجود اين فرضيه هاى پنجگانه در اين دو قرن (از زمان لامارك تا به امروز) نشانه بى ثباتى و لرزان بودن اين نوع فرضيه ها است و هرگز يك انسان محتاط در عقيده، در عين تقدير از زحمات دانشمندان، نمى تواند بر آنها تكيه كند و تصور كند كه كليد كشف واقعيات را به دست گرفته اند.