منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩
فاقدان ايمان به كار مى برد كه با داشتن كفر باطنى ايمان را آشكار مى سازد، چنان كه مى فرمايد:
(إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللّهِ وَاللّهُ يعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقينَ لَكاذِبُونَ) .[١]
«آنگاه كه افراد منافق به سوى تو مى آيند مى گويند: ما گواهى مى دهيم كه تو پيامبر خدا هستى وخدا مى داند تو پيامبر او هستى، خدا گواهى مى دهد كه منافقان دروغگويانند».
قرآن در اين آيه لفظ «منافق» را درباره آن گروه از دورويان به كار مى برد كه مدعى ايمانند در حالى كه در دل فاقد آن مى باشند.
بنابراين، نفاق هر نوع دورويى و اظهار خلاف باطن نيست، بلكه آن نوع اظهار خلاف است كه فرد، كفر را پنهان بدارد و ايمان را آشكار سازد.
در حالى كه جريان در تقيه بر عكس است. فرد تقيه گر كفر را اظهار داشته و ايمان را پنهان مى دارد. چنان كه قرآن درباره مؤمن آل فرعون مى فرمايد:
(وَقالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَونَ يَكْتُمُ إِيمانَهُ...) .[٢]
«مردى از خانواده فرعون كه ايمان خود را پنهان مى داشت و كفر خود را اظهار مى كرد، چنين گفت:...».
اين آيه يكى از آيات مربوط به تقيه است ونشان مى دهد كه در مورد تقيه مسأله درست نقطه مقابل نفاق است و فرد تقيه گر پنهان كننده ايمان و آشكار
[١] منافقون/١.
[٢] غافر/٢٨.