منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٨
كردند دست پيامبر در قتل آنان و اسير كردن زنان و فرزندان آنها و ضبط اموال آنان باز خواهد بود و از طرف «بنى النضير» «حُيّى بن أخطب» و از طرف طايفه «بنى قين قاع» «مخريق» و از طرف «بنى قريظه» «كعب بن اسد» امضا كرده بودند.[١]
اكنون كه گروه بنى النضير پيمان خود را شكستند و بر ترور او تصميم گرفتند وقت آن رسيده است كه پيامبر به متن پيمان عمل كند.
پيامبر رحمت، اقل مجازاتى كه براى آنان قائل شد اين بود كه اين گروه مدينه را ترك گويند، زيرا آنان عملاً ثابت كردند كه همگى مترصد فرصت هستند و در موقع مناسب، ضربت خود را خواهند زد، از اين جهت به فرمان رسول خدا قلعه «بنى النضير» مورد محاصره قرار گرفت و اخطار كرد كه شهر را به مدت ده روز ترك گويند.
نقشه منافقان
به خاطر داريد كه رئيس منافقان «عبداللّه بن ابى» در جريان گروه ديگر از جنايت پيشه گان يهود به نام «قين قاع» چه لجاجتى از خود نشان داد، آنگاه كه پيامبر آنان را وادار به ترك سرزمين مدينه كرد.
اصرار عبداللّه درباره اين گروه به ظاهر قابل توجيه بود، زيرا اين گروه با «خزرجيان» كه خود عبداللّه از آنان است در عصر جاهليت هم پيمان بودند ولى دفاع عبداللّه از گروه «بنى النضير» كه هم پيمانان «اوسيان» كه از مخالفان سرسخت خزرجيان بودند، بسيار شگفت آور است.
علت اصرار او بر اين كار، اين بود كه او احساس مى كرد كه با تخليه
[١] بحار الأنوار:١٩/١١٠ـ ١١١.