منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣٧
از نظر تحليل فلسفى اين فعل، دو نسبت دارد، نسبتى به خدا، خلاق جهان و انسان و نسبتى به بنده خدا، كه با انتخاب ذاتى و اختيار فطرى، از نيروهاى خدا دادى بهره مى گيرد و كارى را صورت مى دهد.
نسبتى به خدا دارد زيرا او خلاق جهان و انسان و خلاق كليه نيروهاى خلاقه است. و خلاقيت انسان در پرتو وجود او و در پرتو نيروى مستمرى است كه از جانب خدا به او مى رسد و اگر يك لحظه قطع گردد وجود به ظلمتكده عدم تبديل مى گردد.
نسبتى به بنده خدا دارد زيرا او است كه در پرتو «انتخاب» و «تصميم» نيروهاى خدادادى را در كارهاى مورد علاقه خود به كار مى برد و به مقصود خود جامه عمل مى پوشاند.
در حالى كه كار به هر دو منتسب است، ولى مسؤول كار انسان، خود او است زيرا او است كه نيروهاى مشترك الهى را با كمال آگاهى در مسير خاصى قرار مى دهد و از نيروى جوانى و قدرت بازوان در طريق بهبود خود و جامعه بهره مى گيرد ويا آن را در مسير اسف بار وفاجعه آفرين قرار مى دهد.
براى تجسم بخشيدن به اين حقيقت فلسفى، از طرف دانشمندان مثالهايى مطرح شده كه برخى را در اين جا يادآور مى شويم:
١. در فروشگاهى كه ملكيت مكان و اجناس آن از آن كسى است، فردى به عنوان فروشنده، تحت شرايط و اختيارات خاصى، مشغول كار مى شود، كليه فعاليت هاى او در حالى كه مربوط به خود او است مربوط به صاحب فروشگاه نيزهست زيرا سرمايه متعلق به او است و هر موقع خواست مى تواند جلوكار او را بگيرد از اين جهت مى توان به هر دو نسبت داد.
٢. فردى است كه از ناحيه دست، فلج است ولى مى توان از طريق